خصوصی
shajarian.IraneFarda
۱۳

مصاحبه‌ی مجله‌ی ایران فردا با محمدرضا شجریان

مصاحبه‌ی مجله‌ی ایران فردا

مصاحبه‌ی مجله‌ی ایران فردا با محمدرضا شجریان

 

دانلود

 

 

 

پنجره باز است
و آسمان پیداست
گل به گل ابر سترون در زلال آبی روشن
رفته تا بام برین، چون آبگینه پلکان، پیداست
من نگاهم مثل نو پرواز گنجشک سحرخیزی
پله پله رفته بی روا به اوجی دور و زین پرواز
لذتم چون لذت مرد کبوترباز
پنجره باز است
و آسمان در چارچوب دیدگه پیدا
مثل دریا ژرف
آب‌هایش ناز و خواب مخمل آبی
رفته تا ژرفایش
پاره‌های ابر همچون پلکان برف
من نگاهم ماهی خونگرم و بی آرام این دریا
آنک آنک مرد همسایه
سینه‌اش سندان پتک دم به دم خمیازه و چشمانش خواب آلود
آمده چون بامداد دگر بر بام
می‌نوردد بام را با گام‌های نرم و بی آوا
ایستد لختی کنار دودکش آرام
او در آن کوشد که گوشش تیز باشد، چشم‌ها بیدار
تا نیاید گریه غافلگیر و چالاک از پس دیوار
پنجره باز است
آسمان پیداست، بام رو به رو پیداست
اینک اینک مرد خواب از سر پریدهٔ چشم و دل هشیار
می‌گشاید خوابگاه کفتران را در
و آن پری زادان رنگارنگ و دست آموز
بر بی آذین بام پهناور
قور قو به قو رقو خوانان
با غرور و شادهواری دامن افشانان
می‌زنند اندر نشاط بامدادی پر
لیک زهر خواب نوشین خسته‌شان کرده ست
برده‌شان از یاد،‌پرواز بلند دوردستان را
کاهل و در کاهلی دلبسته‌شان کرده ست
مرد اینک می پراندشان
می‌فرستد شان به سوی آسمان پر شکوه پاک
کاهلی گر خواند ایشان را به سوی خاک
با درفش تیره پر هول چوبی لخت دستار سیه بر سر
می رماندشان و راندشان
تا دل از مهر زمین پست برگیرند
و آسمان . این گنبد بلور سقفش دور
زی چمنزاران سبز خویش خواندشان
پنجره باز است
و آسمان پیداست
چون یکی برج بلند جادویی، دیوارش از اطلس
موج‌دار و روشن و آبی
پاره‌های ابر، همچون غرفه‌های برج
و آن کبوترهای پران در فضای برج
مثل چشمک زن چراغی چند،‌ مهتابی
بر فراز کاه‌گل اندوده بام پهن
در کنار آغل خالی
تکیه داده مرد بر دیوار
ناشتا افروخته سیگار
غرفه در شیرین‌ترین لذات، از دیدار این پرواز
ای خوش آن پرواز و این دیدار
گرد بام دوست می‌گردند
نرم نرمک اوج می‌گیرند، افسونگر پری زادان
وه، که من هم دیگر کنون لذتم ز آن مرد کمتر نیست
چه طوافی و چه پروازی
دور باد از حشمت معصومشان افسون صیادان
خستگی از بالهاشان دور
وز دلکهاشان غمان تا جاودان مهجور
در طواف جاویدیشان آن کبوترها
چون شوند از دیدگاهم دور و پنهان، تا که باز آیند
من دلم پرپر زند، چون نیم بسمل مرغ پرکنده
ز انتظاری اضطراب آلود و طفلانه
گردد کنده
مرد را بینم که پای پرپری در دست
با صفیر آشنای سوت
سوی بام خویش خواند، تا نشاندشان
بالهاشان نیز سرخ است
آه شاید اتفاق شومی افتاده ست؟
پنجره باز است
و آسمان پیدا
فارغ از سوت و صفیر دوستدار خاکزاد خویش
کفتران در اوج دوری، مست پروازند
بالهاشان سرخ
زیرا بر چکاد دورتر کوهی که بتوان دید
رسته لختی پیش
شعله‌ور خونبوتهٔ مرجانی خورشید

This Post Has Been Viewed 110 Times

13 دیدگاه در “مصاحبه‌ی مجله‌ی ایران فردا با محمدرضا شجریان

  1. سلام بابت کارهایی که برای دانلود قرار می دهید بینهایت ممنونم فقط این شعرهای قشنگی هم مینویسید منم همشونو میخونم کاش شاعرش رو هم بگیدکه کی یه. بازم ممنون.

  2. كجاش سايه همچين حرفايي رو زده ؟داره ميگه لطفي وسايه باعث شدند من بهم انگ توده اي بودن بخوره ،اخه كي وكجا تا حالا يكبار گفته شجريا ن توده اي بوده ياجايي نوشته ، اين ادم هميشه دنبال منفعت ومنافع خودش بوده ،همش هم ميگه مردم مردم ، دروغ ميگه خدا شاهده تمام كارهاش و تاييد و نفي هاش در راستاي سود شخصي و لطمه نخوردن به اقتصاد و مسايل ماليش بوده ،همه وهركس هم با اين طرف بوده و باهاش كار كرده از كامكارها بگير تا دامادش مشكاتيان برو ، از حاج قربان بگير تا نميدونم نوازنده قوشمه در البومش همه ميگن پول ما هاپولي كرده ، مردم مردم ،كجا حاضر شدي بخاطر مردم يكدرصد از منافعت بگذري ، من مسايل رو باز نميكنم وليكن همه ميدانند كه هر اهنگساز و نوازنده اي رو نردباني كرد تا از ان بالا بره و بعد نردبان را پايين انداخت ، به هيچكس هم رحم نكرد حتي داماد خودش حتي دختر خودش ، يكيش هم مرحوم بسطامي بود كه تا ديد خطري براي اوازه وشهرتش هست ، بايكوتش كرد ،

    • پیرپرنیان‌اندیش بخونین بعد خدا را شاهد بگیرین و دروغ بنویسین در این ماه(البته اگر اعتقادی دارین)!
      حتی بر فرض محال یکی از این حرفاتون هم درست باشه هیچ آدمی کامل نیست، ولی ایشون یکی از کامل‌ترین آدمهایی هستن که من تا حالا دیدم!
      وقتی خودتون حرفی برای ارائه دادن ندارین برای عقده‌گشایی در اینجا کامنت نذارین
      موفق باشین

  3. آقای رضا، به نظرم اگر این آدم شخصیتش اونطوری بود که شما میگید امکان نداشت آثارش این قدر دلنشین و روح نواز باشند. فقط لطفی خدا بیامرز و جناب سایه میتونن حرفای ایشون رو تایید یا تکذیب کنن که اونم سایه هم در خاطراتش چیزی مشابه همین گفته بود. چرا میگید از هر هنرمندی نردبان ساخت؟! اتفاقا خود شجریان به نظرم برای خیلی ها یک نردبان بود. هنرمندای دیگه کنار ایشون شناخته ترشدن مثلا استاد بیکچه خانی نوازنده تار در تبریز بودن که من تبریزی هم به زحمت اسمشونو شنیده بودم ولی وقتی بیداد رو با استاد شجریان کار کردند کل ایران شناختنشون.
    برای قضاوت در مورد شخصیت استاد به نظر من فقط حس وحال آوازهای ایشون کافی یه. این که متناسب با نیاز جامعه شعر انتخاب کنی و به موقع آلبومی بیرون بدی که خوب بفروشه دلیل بر پولپرستی ایشون نمیشه! این تایید کننده هوش و ذکاوت بالای ایشونه به نظر من البته.

  4. بله حضرت استاد دروغ نميگن ، ولي آخر حرفهاي راستشون يك جمله اي نتيجه گيري ميكنن كه معني داستان رو تغيير ميده و ميشه دروغ ، بنظر شما اين سي سال يك نفر يكجا گفته شجريان توده اي بوده واقعا يكبار كسي گفته ،فقط بله ميگن رفت با انگليسيها مصاحبه كرد ضد مملكت خودش و عكس با گوگوش ،كه بنظر من شورش كردن و عيبي نداره ،پس چرا ميگه اون كنسرت و كار لطفي وسايه باعث شد بمن انگ توده اي زدن بخوره بلكه ايشون و باندشون مرتب اين انگ رو به مرحوم لطفي ميزدند ، آخرش هم لطفي نه بخاطر اين بلكه خسته شدن از شرايط و نبودن فضا براي موسيقي جلاي وطن كرد ، چند سال بعد حضرت استاد بعد از كارهاي موفقشون با مرحوم مشكاتيان ، صبر مشكاتيان و گروه عارف هم با شيوه عملكرد ايشون بر سر پول ومسايل مادي لبريز شد ، سر همون البوم بيداد چندرغاز به استاد بيگجه خاني ومسايل بعدش، ويك چك سي هزار تومن به لطفي كه لطفي برشگردوند و به نوشته خود در نامه هاي شيدا وسرگذشت چاوش گفت اين هديه من بمناسبت تولد اوامشكاتيان بدهيد به پدربزرگش كه كاش زنده بود وهمه چيز رو مكتوب ميكرد وقهر كردن و جريانات بعدش، بعد چندتا اثر ناموفق وچندسال حضرت استاد ديدن مثل قبل نميتونند پول در بيارند رفتن دوباره دست بدامن همين مرد لطفي شدند ،همين كه ايشون ميگه من قهر كردم به من انگ توده اي زدند ،با عملكردشون سايه ولطفي، البوم موفق چشمه نوش و به گفته صريح لطفي يك ريال به ايشون داده نشد ، اين يك مورد دوم سر البوم شب سكوت كوير نوازندگان محلي خراسان ،الي اخر ، خلاصه كامكارها و پولهايي كه هنوز طلبكارند اعضاي گروه عارف ، پايان همكاري عليزاده و كلهر با ايشون كه سر همين مسايل اقتصادي بود ، برخورد با مرحوم بسطامي كه قسمت عمده اش مربوط به مرحوم مشكاتيان ميشد و حق وحقوق ايرج بسطامي ، و و و ، حالا همچين ادم پول دوستي چه معنويت و فضلي و كمالي ميتونه كسب كنه ، من قضاوت نميكنم ،

  5. سلام

    سالهاست دنبالتون میکنم خوشحال شدم از ایجاد سایت

    اما قالب سایت واقعا در حد شما نیست

    قالب های خیلی بهتری هم هست اگر جستجو بفرمایید (من قالب فوق العاده ی صحیفه رو بهتون پیشنهاد میدم)

    موفق باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کانال تـلـگرام خصـوصـی