خصوصی
Bozorgdashte Hafez - M.R Shajarian & D Pirniakan.Setar.mpg_20140726_142529.093
۰

کنسرت تصویری بزرگداشت حافظ – شجریان با سه‌تار نوازی پیرنیاکان

Bozorgdashte Hafez - M.R Shajarian & D Pirniakan.Setar.mpg_20140726_142529.093

 

 

 

کنسرت تصویری بزرگداشت حافظ – شجریان با سه‌تار نوازی پیرنیاکان

 

بداهه خوانی و بداهه نوازی
تالار وحدت

[ کیفیت بد تصویر از یک طرف به علت ضبط اولیه و از طرفی دیگر به علت قدیمی بودن اثر است ]

| فرمت : MKV , مدت زمان : ۵۰ دقیقه , حجم : ۱۴۰ مگابایت |

دریافت

 

حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
آری به اتفاق جهان می‌توان گرفت
افشای راز خلوتیان خواست کرد شمع
شکر خدا که سر دلش در زبان گرفت
می‌خواست گل که دم زند از رنگ و بوی دوست
از غیرت صبا نفسش در دهان گرفت
زین آتش نهفته که در سینه من است
خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت
آسوده بر کنار چو پرگار می‌شدم
دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت
آن روز شوق ساغر می خرمنم بسوخت
کاتش ز عکس عارض ساقی در آن گرفت
می خور که هر که آخر کار جهان بدید
از غم سبک برآمد و رطل گران گرفت
خواهم شدن به کوی مغان آستین فشان
زین فتنه‌ها که دامن آخرزمان گرفت
بر برگ گل به خون شقایق نوشته‌اند
کان کس که پخته شد می چون ارغوان گرفت
رصت نگر که فتنه چو در عالم اوفتاد
صوفی به جام می زد و وز غم کران گرفت
حافظ چو آب لطف ز نظم تو می‌چکد
حاسد چگونه نکته تواند بر آن گرفت

**********
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی خوش بشنو این حکایت

بی مزد بود منت هر خدمتی که کردم
یارب مباد کس را مخدوم بی عنایت

رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت

چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی
جانا روا نباشد خون ریز را حمایت

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان وین راه بی‌نهایت

این راه را نهایت صورت کجا توان بست
کش صد هزار منزل بیش است در بدایت

عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت

**********

چندان که گفتم غم با طبیبان
درمان نکردند مسکین غریبان

درج محبت بر مهر خود نیست
یا رب مبادا کام رقیبان

آن گل که هر دم در دست بادست
گو شرم بادش از عندلیبان

یا رب امان ده تا بازبیند
چشم محبان روی حبیبان

ای منعم آخر بر خوان وصلت
تا چند باشیم از بی نصیبان

ما درد پنهان با یار گفتیم
نتوان نهفتن در ازطبیبان

حافظ نگشتی شیدای گیتی
گر می‌شنیدی پند ادیبان

This Post Has Been Viewed 285 Times

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کانال تـلـگرام خصـوصـی