خصوصی
۰

اجرای خصوصی شجریان با ذوالفنون و موسوی – دُرد نوش – ۱۳ تیر ۵۸

http://khosousi.persiangig.com/image/tk9xzfovnzkqh2phbn7k.jpg

شجریان و ذوالفنون و موسوی
قسمت ۱
قسمت ۲

بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم
که از بهر جرعه ای همه محتاج این دریمروز نخست چون دم رندی زدیم و عشق
شرط آن بودکه جز ره آن شیوه نسپریمجایی که تخت و مسند جم میرود به باد
گر غم خوریم خوش نبود به که می خوریم

تا بو که دست در کمر او توان زدن
در خون دل نشسته چو یاقوت احمریم

واعظ مکن نصیحت شوریدگان که ما
با خاک کوی دوست به فردوس ننگریم

چون صوفیان به حالت و رقصند مقتدا
ما نیز هم به شعبده دستی برآوریم

از جرعه تو خاک زمین در و لعل یافت
بیچاره ما که پیش تو از خاک کمتریم

حافظ چو ره به کنگره کاخ وصل نیست
با خاک آستانه این در به سر بریم

*****
خدا را کم نشین با خرقه پوشان
رخ از رندان بی سامان مپوشان

در این خرقه بسی آلودگی هست
خوشا وقت قبای می فروشان

در این صوفی وشان دردی ندیدیم
که صافی باد عیش درد نوشان

تو نازک طبعی و طاقت نیاری
گرانی های مشتی دلق پوشان

چو مستم کرده ای مستور منشین
چو نوشم داده ای زهرم منوشان

بیا و از غبن این سالوسیان بین
صراحی خوندل و بربط خروشان

ز دل گرمی حافظ بر حذر باش
که داردسینه ای چون دیگ جوشان

*******

بود آیا که در میکده ها بگشایند
گره از کار فروبسته ما بگشایند

اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند
دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند

به صفای دل رندان صبوحی زدگان
بس در بسته به مفتاح دعا بگشایند

گیسوی چنگ ببرید به مرگ می ناب
تا همه مغبچگان زلف دوتا بگشایند

در میخانه ببستند خدایا مپسند
که در خانه تزویر و ریا بگشایند

*****

تو دوری از برم دل در برم نیست
هوای دیگری هم در سرم نیست
به جان دلبرم که از هر دو عالم
تمنای دگر جز دلبرم نیست

*****
نکنم اگر چاره دل هرجایی را
نتوانم و تن ندهم رسوایی را

همه شب من اختر شمرم کی گردد صبح
مه من چه دانی تو غمم تنهایی را

چه خوش است اگر دیده رخ دلبر بیند
نبود جز این فایده ای بینایی را

چه قیامت است این که تو در قامت داری
بنگر به دنبالت عجب غوغایی را

 

This Post Has Been Viewed 507 Times

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کانال تـلـگرام خصـوصـی