خصوصی
۵

ای عاشقان – زویا ثابت و محمدرضا لطفی

ای عاشقان - زویا ثابت و محمدرضا لطفی

 

ای عاشقان – زویا ثابت و محمدرضا لطفی

 

 

دانلود

آموزش دانلود از خصوصی

بود آیا که در میکده‌ها بگشایند
گره از کار فروبسته ما بگشایند
اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند
دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند
گیسوی چنگ ببرید به مرگ می ناب
تا حریفان همه خون از مژه‌ها بگشایند
در میخانه ببستند خدایا مپسند
که در خانه‌ی تزویر و ریا بگشایند

زاهد پشیمان را ذوق باده خواهد کشت
عاقلا مکن کاری کآورد پشیمانی
می‌روی و مژگانت خون خلق می‌ریزد
تیز می‌روی جانا ترسمت فرومانی
یوسف عزیزم رفت ای برادران رحمی
کز غمش عجب بینم حال پیر کنعانی
پیش زاهد از رندی دم مزن که نتوان گفت
با طبیب نامحرم حال درد پنهانی

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید
گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید
گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز
گفتا ز خوب رویان این کار کمتر آید
گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم
گفتا که شب‌رو است او، از راه دیگر آید
گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید
گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد
گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید
گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت
گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید

ای عاشقان ای عاشقان پیمانه‌ها پر خون کنید
و ز خون دل چون لاله‌ها رخساره‌ها گلگون کنید
آمد یکی اتش سوار بیرون جهید از این حصار
تا بر دمد خورشید نو شب را ز خود بیرون کنید
دیوانه چون طغیان کند زنجیر و زندان بشکند
از زلف لیلی حلقه‌ای بر گردن مجنون کنید
نوری برای دوستان دودی به چشم دشمنان
من دل بر آتش می‌نهم این هیمه را افزون کنید
چندین که از خون سبو خون دل ما میرود
ای شاهدان بزم کین پیمانه ها پر خون کنید
دیوانه چون طغیان کند زنجیر و زندان بشکند
از زلف لیلی حلقه‌ای در گردن مجنون کنید

ای عاشقان

This Post Has Been Viewed 848 Times

5 دیدگاه در “ای عاشقان – زویا ثابت و محمدرضا لطفی

  1. سلام خیلی با معرفتی دستت رو میبوسم باور نمیکنی یه زمانی کلاس تار پیش استادسر شناسی میرفتم کاست این اثر رو داشت دلش نمی اومد بده اما تو چیز دیگری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کانال تـلـگرام خصـوصـی