خصوصی
۰

نرگس مست – اجرای خصوصی شجریان و عبادی و موسوی

نرگس مست

 

 نرگس مست

 

اجرای خصوصی استاد شجریان و استاد عبادی و استاد موسوی در تاریخ ۲۸ مرداد سال ۱۳۶۰
در مایه ی اصفهان

قسمت۱

قسمت۲

من از تو صبر ندارم که بی تو بنشینم
کسی دگر نتوانم که بر تو بگزینم
بپرس حال من آخر چو بگذری روزی
که چون همی گذرد روزگار مسکینم
ندانمت که چه گویم تو هر دو چشم منی
که بی وجود عزیزت جهان نمی بینم
چو روی دوست نبینی جهان ندیدن به
شب فراق منه شمع پیش بالینم
ضرورت است که عهد وفا به سر برمت
و اگر جفا به سر آید هزار چندینم
بگرد بر سرم ای آسیای دور زمان
به هر جفا که توانی که سنگ زیرینم*****
من از تو روی نپیچم گرم بیازاری
روا بود ز نکویان تحمل خواری
به هر سلاح که خون مرا بخواهی ریخت
حلال کردمت الا به تیغ بیزاری
اگر به  صید روی وحشی از تو نگریزد
که در کمند تو راحت بود گرفتاری
به انتظار عیادت که دوست می آید
خوش است بر دل رنجور عشق بیماری
تو میروی و مرا جان و دل به جانب توست
ولی چه سود که جانب نگه نمی داری
گرت چو من غم عشقی زمانه پیش آرد
دگر غم همه عالم به هیچ نشماری
حکایت من و مجنون به یکدگر ماند
نیافتیم و بمردیم در طلب کاری********
من که دارم در گدایی گنج سلطانی به دست
(کی طمع در گردش گردون دون پرور کنم
گر چه درد آلود فقرم شرم باد از همتم
گر به آب چشمه خورشید دامن تر کنم)*****
خبر از عشق ندارد که مبارک یاری
دل نخوانند که صیدش نکند دلداری
جان به دیدار تو یک روز فدا خواهم کرد
تا دگر بر نکنم دیده به هر دیداری
غم عشق آمد و غم های دگر جمله ببرد
سوزنی باید که از پای در آرد خاری
می حرام است ولیکن تو بدین نرگس مست
نگذاری که ز پیشت برود هشیاری
خبرت هست که خلقی ز غمت بی خبرند
حال افتاده نداند که نیفتد باری
میروی خرم و خندان ونگه می نکنی
که نگه میکند از هر طرفی غمخواری
سرو آزاد به بالای تو می ماند راست
لیکنش با تو میسر نشود رفتاری
سعدیا دوست نبینی و به وصلش نرسی
مگر آن وقت که خود را ننهی مقداری*****
شنیدم رهروی در سرزمینی
همی گفت این معما با قرینی
که ای صوفی شراب آنگه شود صاف
که در شیشه برآرد اربعینی
درون ها تیره شد باشد که از غیب
چراغی برکند خلوت نشینی
ثوابت باشد ای دارای خرمن
اگر رحمی کنی بر خوشه چینی

This Post Has Been Viewed 521 Times

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کانال تـلـگرام خصـوصـی